بازم باران

 

باز باران٬ با ترانه

میخورد بر بام خانه

خانه ام کو؟ خانه ات کو؟

* * *
آن دل دیوانه ات کو؟

... ... ... روزهای کودکی کو؟

فصل خوب سادگی کو؟

* * *

یادت آید روز باران

گردش یک روز دیرین؟

پس چه شد دیگر٬ کجا رفت؟

خاطرات خوب و شیرین...

در پس آن کوی بن بست

در دل تو٬ آرزو هست؟

گذشت کرد

مرداب به رود گفت :

    چه کردی که زلالی ؟!

              جواب داد :

                     ” گذشتم ... “


آری برای زلال بودن باید گذشت داشت و گذشت کرد ...

گـــــاهی تنــــها ماندن بهــــای آدم مانـــــدن است

آخ که چقدر تنهــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــام

تنهایی یعنی

آخ كه چقدر دلم می خواد با یه نفر درد و دل كنم...

تنهایی یعنی

آخ كه چقدر دلم می خواد سرمو بزارم رو شونه هاشو یه دل سیر گریه كنم...

تنهایی یعنی

آخ كه چقدر دلم میخواست الان پیشم بودی...

تنهایی یعنی

آخ كه من چقدر تنهام.......!

عکس های گلها - Www.Jalalpic.CoM


پشت سر هر معشوقی خدا ایستاده است

پشت سر هر معشوق، خدا ایستاده است.
 
پشت سر هر آنچه که دوستش می داری.
 
و تو برای اینکه معشوقت را از دست ندهی،
 
بهتر است بالاتر را نگاه نکنی. زیرا ممکن است
 
چشمت به خدا بیفتد و او آنقدر بزرگ است که
 
هر چیز پیش او کوچک جلوه می کند.

پشت سر هر معشوق، خدا ایستاده است.

اگر عشقت ساده است و کوچک و معمولی،

اگر عشقت گذراست و تفنن و تفریح، خدا چندان

کاری به کارت ندارد. اجازه می دهد که عاشقی

 کنی، تماشایت می کند و می گذارد که شادمان باشی.

قٍالِبــ و اِسمايلے هاےِ كـــيكــــو


 

رفیق راه

برای بودنِ باتو رقیبِ این و اون می شم

مـثل پروازِ لک لک‌ها حریفِ آسمون می شم

چی می شد مثل پروانه رفیقِ راهِ من باشی

مثل کوه باشی و حتی توی سلولِ من جا شی

خودتو توی من ببین

می دونی رفیق!

 آدما  عینهو  پنجره های رو به  روی هم اند .

  هر چی تو صورت هر کی دیدی، یادت باشه ، عکس خودته .

  داری منظره خودتو، تو قاب پنجره ها  دید  می زنی !

 اگه زیبایی دیدی خودتی .

 اگه دیدی آدما یه جوری کج و کوله به نظر می رسن، از خودت بپرس، کجای تو کجه؟!

اگه فکر می کنی از وسط آسمون افتادی  میون یه عده آدم بی مرام  و بی کلاس !

 از خودت بپرس ، اون آدما  کدوم بخش از شخصیت من اند.

برای شما که دوستتون دارم

دوستتون دارم ...

 

پس بخونید تا بدونید

 

                                                       برای زندگی لازمه...

ادامه نوشته

مبایلت کجاست

توی اتاق رختکن کلوپ گلف، وقتی همه آقایون جمع بودند

یهو یه موبایل روی یه نیمکت شروع میکنه به زنگ زدن.

مردی که نزدیک موبایل نشسته بود دکمه اسپیکر موبایل رو

فشار میده و شروع می کنه به صحبت

بقیه آقایون هم مشغول گوش کردن به این مکالمه میشن ...

مرد: الو؟

صدای زن اونطرف خط: الو سلام عزیزم. تو هنوز توی کلوپ هستی؟

مرد: آره !

زن: من توی فروشگاه بزرگ هستم

اینجا یه کت چرمی خوشگل دیدم که فقط ۱۰۰۰ دلاره!

اشکالی نداره اگه بخرمش؟

مرد : نه. اگه اونقدر دوستش داری اشکالی نداره!

زن: من یه سری هم به نمایشگاه مرسدس بنز زدم و

 مدلهای جدید ۲۰۰۶ رو دیدم... یکیشون خیلی قشنگ بود

قیمتش ۲۶۰۰۰۰ دلار بود !

مرد: باشه. ولی با این قیمت سعی کن ماشین رو با

تمام امکانات جانبی بخری !

زن: عالیه. اوه یه چیز دیگه، اون خونه ای رو که قبلا میخواستیم

 بخریم دوباره توی بنگاه گذاشتن برای فروش. میگن ۹۵۰۰۰۰ دلاره

مرد: خب… برو تا فروخته نشده پولشو بده. ولی سعی کن ۹۰۰۰۰۰ دلار

 بیشتر ندی !!!

زن: خیلی خوبه. بعدا می بینمت عزیزم. خداحافظ

مرد: خداحافظ

بعدش مرد یه نگاهی به آقایونی که با حسرت نگاهش میکردن

میندازه و میگه: کسی نمیدونه که این موبایل مال کیه ؟!



نتیجه اخلاقی:هیچوقت موبایلتونو جایی جا نذارین!

به خاطر بودنت سپاس می گویم!

 

شبها که طلوع می کند خورشید

به خستگی ها سپاس می گویم

بی شمارش دقیقه ها

در تردد رویا شناور می مانم

تا دیری دیگر

تا غروب خورشید در صبح

شب هاکه می گشاید راز

از پس پشت خاطره ها

چیزی نو زاده می شود هر دم

به آغازیدن ها سپاس می گویم

شب ها حس می کنم هستم

و در لا به لای وجودم

حس می کنم که هنوز هستی

در سکوتی نه چندان دلچسب

با نگاهی نه چندان بی درد

به خاطر بودنت سپاس می گویم!

البوم

گروه اینترنتی golbarg

 بـزرگ که میشــــوی....


غُصـه هایت زودتـر از خـودت،قـَد می کِشــند،


دَرد هـایت نــیز!

غــافل از آنکه لبخــندهـایت را،

در آلبــوم کـودکــی ات جــا گــُذاشتــی.....

کاش بارانی ببارد ، قلبها را تر کند

بگذرد از هفت بند ما ، صدا را تر کند

قطره قطره رقص گیرد روی چتر لحظه ها

رشته رشته مویرگهای هوا را تر کند

بشکند در هم طلسم کهنه ی این باغ را

شاخه های خشک و بی بار دعا را تر کند

مثل طوفان بزرگ نوح در صبحی شگفت

سرزمین سینه ها تا نا کجا را تر کند

چترهاتان را ببندید ای به ساحل مانده ها

شاید این باران که می بارد شما را تر کند

پس کجایی؟؟؟

غمگینم

مثل پیرزنی که آخرین سرباز برگشته از جنگ ،

پسرش نیست .

.

.

.

پس کجایـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــی!!!

گروه اینترنتی golbarg

سوختم باران بزن شاید تو خاموشم کنی

شاید امشب سوزش این زخم ها را کم کنی

آه باران من سراپای وجودم آتش است

پس بزن باران بزن شاید تو خاموشم کنی

برخیز

در روزگاری که خنده ی مردم از زمین خوردن توست ،

 برخیز تا بگریند . . .

.

.

مراجعه به ادامه مطلب

ادامه نوشته

دلنوشته های من

درست نگاه کن..
 
اینجا زمین است رسم آدم هایش عجیب است!

اینجا گم که مى شوى

به جاى اینکه دنبالت بگردند فراموشت
مى کنند ...
 

دل نوشته...

 

گاهی یک  دوست کاری میکنه که دلت

 

 بدجوری واسه دشمنت تنگ میشه ...!

گروه اینترنتی golbarg

دل نوشته های من...

کاش همه میفهمیدن!!!

همیشه ذره ای حقیقت پشت هر" فقط یه شوخی بود"

.....
کمی کنجکاوی پشت " همینطوری پرسیدم"

.....

قدری احساسات پشت " به من چه اصلا"

.....

مقداری خرد پشت " چه میدونم"

.....
و اندکی درد پشت " اشکال نداره"


وجود دارد

واسه تو که خودت میدونی !!!

 

نمیشـه دل به هرکس داد / نمیشـه از نفس افتاد

پرنده با پر بستـه ، نمیشه از قفس آزاد

نمیشه شب به شب خوابید ، فقط کابوس وحشت دید

نمیشه در سکوت خود ، صدای گریه رو نشنید

نمیشه غرق در غم بود ، ولی از گریه رو گردوند

نمیشه تا ته آواز ، فقط از ترس فردا خوند

گلـوی ساز دلتنگی ، پر از فریاد خاموشه

دوباره سر بده هق هق ، بذار دست صدا رو شه

نمیشه دل به هر کس داد / نمیشه دل به هر کس بست

نمیشه رفت و راهی شد ، رسید اما به یک بن بست

چه رسم ناهماهنگی ، همیشه رسم تقدیره

نمیشه بود و عاشق بود ، واسه عاشق شدن دیره


 

بمون واسه پنجره ای که عاشق دیدن توست

0.229997001327594473 irannaz com عکس های جالب و دیدنی جمعه 7 بهمن 1390

گفتی می خوام بهت بگم همین روزا مسافرم

باید برم برای تو فقط یه حرف ساده بود

کاشکی می دیدی قلب من به زیر پات افتاده بود

شاید گناه تو نبود، شاید که تقصیر منه

شاید که این عاقبتِ این جوری عاشق شدنه
***
سفر همیشه قصه رفتن و دلتنگیه

به من نگو جدایی هم قسمتی از زندگیه

همیشه یک نفر میره آدم و تنها می ذاره

میره یه دنیا خاطره پشت سرش جا می ذاره

همیشه یک دل غریب یه گوشه تنها می مونه

یکی مسافر و یکی این وره دنیا می مونه

***
دلم نمیاد که بگم به خاطر دلم بمون

اما بدون با رفتنت از تن خستم میره جون

بمون برای کوچه‌ای که بی تو لبریزه غمه

ابری تر از آسمونش ابرای چشمای منه
***
بمون واسه خونه‌ای که محتاج عطر تن توست

بمون واسه پنجره ای که عاشق دیدن توست

سوال امتحان نهایی دانشگاه کپنهاک!

 

چگونه مي‌توان با يك فشارسنج ارتفاع يك آسمان‌خراش را محاسبه كرد؟؟؟؟؟

پاسخ يك دانشجو:(( يك نخ بلند به گردن فشارسنج مي‌بنديم و آن را از

سقف ساختمان به سمت زمين مي‌فرستيم. طول نخ به اضافه طول

فشارسنج برابر ارتفاع آسمان‌خراش خواهد بود.))

اين پاسخ ابتكاري چنان استاد را خشمگين كرد كه دانشجو را

رد كرد.

دانشجو با پافشاري بر اينكه پاسخش درست است به نتيجه

امتحان اعتراض كرد. دانشگاه يك داور مستقل را براي تصميم

درباره اين موضوع تعيين كرد.

داور دانشجو را خواست و به او شش دقيقه وقت داد تا راه حل

مسئله را به طور شفاهي بيان كند تا معلوم شود كه با اصول

اوليه فيزيك آشنايي دارد. دانشجو پنج دقيقه غرق تفكر ساكت

نشست. داور به او يادآوري كرد كه وقتش درحال اتمام است.

دانشجو پاسخ داد كه چندين پاسخ مناسب دارد اما ترديد دارد

كدام را بگويد.

وقتي به او اخطار كردند عجله كند چنين پاسخ داد:

"اول اينكه مي‌توان فشارسنج را برد روي سقف آسمان‌خراش،

آنرا از لبه ساختمان پائين انداخت و مدت زمان رسيدن آن به

زمين را اندازه گرفت. ارتفاع ساختمان مساوي يك دوم g ضربدر

t به توان دو خواهد بود. اما بيچاره فشارسنج ."

"يا اگر هوا آفتابي باشد مي‌توان فشارسنج را عمودي بر زمين

گذاشت و طول سايه‌اش را اندازه گرفت. بعد طول سايه

آسمان‌خراش را اندازه گرفت و سپس با يك تناسب ساده ارتفاع

آسمان‌خراش را بدست آورد ."

"اما اگر بخواهيم خيلي علمي باشيم، مي‌توان يك تكه نخ كوتاه

به فشارسنج بست و آنرا مثل يك پاندول به نوسان درآورد،

نخست در سطح زمين وسپس روي سقف آسمان‌خراش.

ارتفاع را از اختلاف نيروي جاذبه مي‌توان محاسبه كرد : T = 2

pi sqrt(l / g) ."

"يا اگر آسمان‌خراش پله اضطراري داشته باشد، مي‌توان

ارتفاع ساختمان را با بارومتر اندازه زد و بعد آنها را با هم جمع

كرد."

"البته اگر خيلي گير و اصولگرا باشيد مي‌توان از فشارسنج

براي اندازه‌گيري فشار هوا در سقف و روي زمين استفاده كرد و

اختلاف آن برحسب ميلي‌بار را به فوت تبديل كرد تا ارتفاع

ساختمان بدست آيد."

"ولي چون هميشه ما را تشويق مي‌كنند كه استقلال ذهني را

تمرين كنيم و از روش‌هاي عملي استفاده كنيم، بدون شك

بهترين روش آنست كه در اتاق سرايدار را بزنيم و به او بگوييم:

اگر ارتفاع اين ساختمان را به من بگويي يك فشارسنج نو و زيبا

به تو مي‌دهم."

.

.

.

.

اين دانشجو كسي نبود جز نيلز بور، تنها دانماركي كه موفق شد

جايزه نوبل در رشته فيزيك را دريافت كند.