میانگین هدف !
اولی به گوزن شلیك کرد ولی گلوله یك متر به راست انحراف داشت.
دومی شلیك كرد و گلوله یك متر به چپ انحراف داشت.
نفر سوم در همین لحظه خوشحال شد و گفت:
«عالی شد ما به طور میانگین به هدف زدیم!»
اولی به گوزن شلیك کرد ولی گلوله یك متر به راست انحراف داشت.
دومی شلیك كرد و گلوله یك متر به چپ انحراف داشت.
نفر سوم در همین لحظه خوشحال شد و گفت:
«عالی شد ما به طور میانگین به هدف زدیم!»
در صورتی كه كارمند دولت هستید، حتما از این تجربیات استفاده كنید.
1- در یك سیستم دولتی؛ سعی كنید «لال بودن» را تمرین كنید! این تمرین در میزان عزیز بودن شما بسیار موثر است.
2- در یك سیستم دولتی؛ هیچ گاه كارمندان را با یكدیگر مقایسه نكنید؛ چون قطعا شاهد تبعیض خواهید بود.
3- در یك سیستم دولتی؛ اگر مدیرتان 3 یا 4 ایراد دارد ، انتظار رفتنش را نكشید، چون قطعا نفر بعدی او 43 ایراد دارد!
4- در یك سیستم دولتی؛ می توانید با كارهای كم و كوچك، محبوبیت فراوانی به دست آورید؛ فقط كافی است «زبان» خود را تقویت كنید!
5- در یك سیستم دولتی؛ ممكن است كه هر چه بیشتر كار كنید، بیشتر خوار و خفیف باشید.
6- در یك سیستم دولتی؛ با اشكالات سازمانتان بسازید و هرگز آن ها را با مدیرتان در میان نگذارید؛ درغیر این صورت یك مشكل دیگر به سازمان اضافه می شود. آن مشكل، شما هستید!
7- در یك سیستم دولتی؛ اشتباهات یك مدیر را هیچ گاه به مدیر دیگر نگویید؛ در غیر این صورت به جای یك مدیر، دو مدیر در مقابل شما موضع گیری خواهند كرد.
8- در یك سیستم دولتی؛ با انجام كارهای مختلف و فعالیت های به موقع، نظم شما تشخیص داده نمی شود؛ بلكه برای این كار راه های ساده تری هم هست. مثلا فقط كافی است همیشه میز كارتان را منظم نگه دارید!
9- در یك سیستم دولتی؛ اضافه بر كارهای معمول كار اضافه ای انجام ندهید؛ در غیر این صورت انتظار پاداش بیشتری نیز نداشته باشید.
10- در یك سیستم دولتی؛ همیشه حرف ها (فرمایشات) مدیرتان را تایید كنید، حتی اگر از نظر او «ماست، سیاه باشد!»
11- در یك سیستم دولتی؛ تنها كاری كه واجب است سریع انجام دهید، كاری است كه مدیر شما شخصا از شما خواسته است.
12- در یك سیستم دولتی؛ تنها انگیزه ای كه می تواند شما را وادار به كار كند، «كسب روزی حلال» است.
13- در یك سیستم دولتی؛ آهسته برو، آهسته بیا، كه گربه شاخت نزند؛ مگر این كه با گربه نسبتی داشته باشید!

چشمانمان را بر گذر قاصدک ها باز کنیم
که زمان ساز سفر میزند...!!
دست به دست هم دهیم
دلهایمان را یکی کنیم
بی هیچ پاداشی حراج محبت کنیم
باور کنیم ...
که همه خاطره ایم....
دیر یا زود همه رهگذر قافله ایم ...!؟
نذار امشبم با یه بغض سر بشه
بزن زیر گریه چشات تر بشه
بذار چشماتو خیلی آروم رو هم
بزن زیر گریه سبک شی یه کم
یه امشب غرورو بذارش کنار
اگه ابری هستی با لذت ببار
هنوزم اگه عاشقش هستی که
نریز غصه هاتو تو قلبت دیگه
غرورت نذار دیگه خستت کنه
اگه نیست باید دل شکستت کنه
نمی تونی پنهون کنی داغونی
نمی تونی یادش نباشی به این آسونی
هنوز عاشقی و دوسش داری تو
نشونش بده اشکای جاریتو
نمی تونی پنهون کنی داغونی
نمی تونی یادش نباشی به این آسونی
تو به من خندیدی،
تو به من فهماندی،
که جهان سر تا پای،
عاری از عشق و محبت،
مهر و صفاست!
همه کین و همه غم!
همه جا مردم این خاک غریب،
خاکِ مال اند،
پستِ پول اند،
و به احساس قشنگ دل من میخندند،
و نمیگریند، هیچ!
و جهان غرق سیاهی و دورغ!
تو به من خندیدی،
که چرا میگویم:
"بنده عشقم و از هر دو جهان آزادم!"
و چرا رنگ دلم سبز،
کلامم صاف،
و عشقم پاک است!
چون در این شهر،
در این خاک،
رنگ دلها به سیاهی دروغ،
حرفها همه هیچ،
قلبها همه پوچ،
مردم افگار و کثیف،
فکرها پر ز دروغ،
و منِ صاف و سفید،
نطقم کور،
دیدگانم بستم،
و از این مردم بیمار دل و مست و مریض،
گشتم دور!

دست همه حاضران بالا رفت.
سخنران گفت:
بسیار خوب من این اسکناس را به یکی از شما خواهم داد
ولی قبلا از آن می خواهم کاری بکنم و سپس در برابر نگاه های
متعجب حاضران اسکناس را مچاله کرد و باز پرسید:
چه کسی هنوز مایل است این اسکناس را داشته باشد ؟
و باز دستهای حاضرین بالا رفت .
این بار مرد اسکناس مچاله شده را به زمین انداخت و چند بار آن را لگد مال کرد
و باکفش خود آن را روی زمین کشید بعد اسکناس را برداشت و پرسید
خوب حالا چه کسی حاضر است صاحب این اسکناس شود ؟ باز دست همه بالا رفت!
سخنران گفت: دوستان با این بلاهایی که من سر اسکناس آوردم از ارزش
اسکناس چیزی کم نشد و همه شما خواهان آن هستید!!!
و ادامه داد در زندگی واقعی هم همین طور است ما در بسیاری موارد با
تصمیماتی که میگیریم یا با مشکلاتی که رو به رو می شویم،خم می شویم،
مچاله می شویم، خاک آلود می شیم و احساس میکنیم که دیگر پشیزی ارزش
نداریم ولی اینگونه نیست و صرف نظر از اینکه چه بلایی سر مان آمده
است هرگز ارزش خود را از دست نمی دهیم و
هنوز هم برای افرادی که دوستمان دارند آدم پر ارزشی هستیم.

شاه عباس از وزير خود پرسيد: "امسال اوضاع اقتصادي كشور چگونه است؟"
وزير گفت: "الحمدالله به گونه اي است كه تمام پينه دوزان توانستند به زيارت كعبه روند!"
شاه عباس گفت: "نادان! اگر اوضاع مالي مردم خوب بود مي بايست كفاشان به
مكه مي رفتند نه پينهدوزان، چون مردم نمي توانند كفش بخرند ناچار به
تعميرش مي پردازند، بررسي كن و علت آن را پيدا نما تا كار را اصلاح كنيم."
تحليل حكايت :
2 در تحليل شاخص بايد جنبه هاي مختلف را بررسي نمود. گاهي بهبود ناگهاني
يك شاخص بيانگر رشدهاي سرطاني و ناموزون سيستم است.

.jpg)
سه كاسه آب را روي شعله آتش قرار دهيد. در كاسه اول تعدادي هويج بگذاريد.
در كاسه دوم چند تخم مرغ بگذاريد. در كاسه سوم مقداري پودر قهوه بريزيد.
اجازه دهيد آب كاسه ها براي 15 دقيقه بجوشد. سپس محتويات هر كاسه را خارج كنيد.
هويج ها سفت بودند، حالا نرم هستند. داخل تخم مرغ ها نرم بودند، حالا سفت
شده اند. پودر قهوه
ناپديد شده است اما حالا آب رنگ و بوي قهوه دارد.
آب جوش، محيط و مسائل هستند. مي توانيم مانند هويج باشيم، سخت، قوي و نامنعطف،
كه در برخورد با محيط و مسائل نرم و ضعيف شويم بدون اينكه تأثيري بر محيط
گذاشته باشيم و مسائل را حل كرده باشيم؛ خسته، نااميد، تسليم شرايط.
مي توانيم مانند تخم مرغ باشيم، نرم و حساس، كه در برخورد با محيط و مسائل
سنگدل و بي رحم شويم بدون اينكه تأثيري بر محيط گذاشته باشيم و مسائل را
حل كرده باشيم؛ متنفر از ديگران، بيزار از خود.
مي توانيم مانند قهوه باشيم، محيط و مسائل ما را تغيير نمي دهند بلكه ما محيط و
مسائل را تغيير مي دهيم و بر آنها تأثير مي گذاريم، تغيير و تأثيري مفيد و مثبت،
و خود نيز ارزشهاي جديدي يافته ايم؛ چيزهاي جديدي ياد گرفته ايم، دانش جديد،
مهارت هاي جديد، توانمندي هاي جديد همراه با كسب تجارب جديد و باطني
شاد و روح بخش.
شیعان جهان تبریک میگوییم و امیدواریم لحضات
خوشی را داشته باشید . به همین مناسبت
مجموعه ای از اس ام اس های مخصوص
عید غدیر خم را برای شما عزیزان آماده کرده ام .

عید کمال دین .سالروز اتمام نعمت وهنگامه اعلان وصایت و ولایت
امیر المومنین علیه السلام
بر شیعیان وپیروان ولایت خجسته باد
------------------------------------------
خورشید چراغکی ز رخسار علیست / مه نقطه کوچکی ز پرگار علیست
هرکس که فرستد به محمد صلوات / همسایه دیوار به دیوار علیست
------------------------------------------
روز عید غدیرخم از شریف ترین اعیاد امت من است.
پیامبر اکرم(ص)
------------------------------------------
نازد به خودش خدا که حیدر دارد / دریای فضائلی مطهر دارد
همتای علی نخواهد آمد والله / صد بار اگر کعبه ترک بردارد
------------------------------------------
خدایا به حق شاه مردان / مرا محتاج نامردان مگردان
فرا رسیدن عید غدیرخم بر عاشقان آن حضرت مبارک
دلا امشب به می باید وضو کرد / و هر ناممکنی را آرزو کرد
------------------------------------------
علی در عرش بالا بی نظیر است
علی بر عالم و آدم امیر است
به عشق نام مولایم نوشتم
چه عیدی بهتر از عید غدیر است؟
------------------------------------------
آنان كه علی خدای خود پندارند / كفرش به كنار عجب خدایی دارند
------------------------------------------
چون نامه ی اعمال مرا پیچیدند
بردند به میزان عمل سنجیدند
بیش از همه کس گناه ما بود ولی
آن را به محبت علی بخشیدند
------------------------------------------
تمام لذت عمرم در این است / كه مولایم امیرالمومنین است
------------------------------------------
نه فقط بنده به ذات ازلی می نازد
ناشر حكم ولایت به ولی می نازد
گر بنازد به علی شیعه ندارد عجبی
عجب اینجاست خدا هم به علی می نازد
------------------------------------------
هان! ای مردمان! علی را برتر بدانید، که او برترین انسان از
زن و مرد بعد از من است... هرکه با او بستیزد و بر ولایتش
گردن ننهد نفرین و خشم من بر او باد. (خطبه ی غدیریه)
------------------------------------------
قرآن به جز از وصف علی آیه ندارد
ایمان به جز از حب علی پایه ندارد
گفتم بروم سایه لطفش بنشینم
گفتا كه علی نور بود سایه ندارد
------------------------------------------
شبی در محفلی ذکر علی بود
شنیدم عارفی فرزانه فرمود
اگر آتش به زیر پوست داری
نسوزی گر علی را دوست داری
خورشید شکفته در غدیر است علی
باران بهار در کویر است علی
بر مسند عاشقی شهی بی همتاست
بر ملک محمدی امیر است علی
------------------------------------------
مدح علی و آل علی بر زبان ماست / گویا زبان برای همین در دهان ماست
------------------------------------------
روز مـحـشــر پـرسـیـد ز مـن رب جـلــــــــی
گفت تو غـرق گنـاهی؟ گفتمش یـا رب بلی
گفت پس آتش نمیـگیرد چـرا جـسم و تنـت
گفتمش چون حـك نمودم روی قلبم یا علی
------------------------------------------
شبی در محفلی ذكر علی بود ، شنیدم عاشقی مستانه فرمود ،
اگر آتش به زیر پوست داری ، نسوزی گر علی را دوست داری .
------------------------------------------
نام علی : عدالت --
راه علی : سعادت --
عشق علی : شهادت --
ذكر علی : عبادت --
عید علی : مبارك--
------------------------------------------
ما زین جهان از پی دیدار میرویم ، از بهر دیدن حیدر كرار میرویم
درب بهشت گر نگشایند به روی ما ، گوییم یا علی و ز دیوار میرویم
------------------------------------------
عجب تمثیلی است این كه علی مولود كعبه است . . .
یعنی اینكه باطن قبله را در امام پیدا كن .
------------------------------------------
ای خدای مرتضی ، گردی از گامهای فتوت مرتضی را بر
سر جهانیان بپاش تا ریشه نامردی در جهان بخشكد .
عید غدیر خم ، عید ولایت و امامت مبارك
------------------------------------------
اگر خلق عالم علی را می شناختند ، دوستش میداشتند و
اگر خلق عالم علی را دوست میداشتند ، جهنم آفریده نمیشد .
------------------------------------------
به روز غدیر خم از مقام لم یزلی ، به كائنات ندا شد به صوت جلی .
كه بعد احمد مرسل به كهتر و مهتر ، امام و سرور و مولا علیست علی
------------------------------------------
رسولی كز غدیر خم ننوشد ، ردای سبز بعثت را نپوشد .
عید غدیر خم مبارك
صبح سعادت دميد،عيد ولايت رسيد
فيض ازل يار شد،نوبت دولت رسيد
از كرمش بر گدا،داد همى جان فزا
گفت بخور زين هلا،كز خم جنت رسيد
ترانه از اردبیلی

قسم به جان تو اى عشق اى تمامى هست
كه هست هستى ما از خم غدير تو مست
در آن خجسته غدير تو ديد دشمن و دوست
كه آفتاب بود آفتاب بر سر دست
فراز منبر يوم الغدير اين رمز است
كه سر ز جيب محمد،على برآورده
حديث لحمك لحمى بيان اين معناست
كه بر لسان مبارك پيمبر آورده
ترانه از نظیری نیشابوری

اطلس پيراهن او ، آسمان
نقش روي دامن او ،كهكشان
رعد وبرق شب ، طنين خنده اش
سيل وطوفان ،نعره توفنده اش
دكمه ي پيراهن او ، آفتا ب
برق تيغ خنجر او ماهتاب
هيچ كس از جاي او آگاه نيست
هيچ كس را در حضورش راه نيست
پيش از اينها خاطرم دلگير بود
از خدا در ذهنم اين تصوير بود
آن خدا بي رحم بود و خشمگين
خانه اش در آسمان ،دوراز زمين
بود ،اما در ميان ما نبود
مهربان وساده وزيبا نبود
در دل او دوستي جايي نداشت
مهرباني هيچ معنايي نداشت
هر چه مي پرسيدم، ازخود ، ازخدا
از زمين ،از آسمان ،ازابرها
زود مي گفتند :اين كار خداست
پرس وجوازكاراو كاري خداست
هرچه مي پرسي ، جوابش آتش است
آب اگر خوردي ، عذابش آتش است
تا ببندي چشم ، كورت مي كند
تاشدي نزديك ، دورت مي كند
كج گشودي دست ، سنگت مي كند
كج نهادي پاي ، لنگت مي كند
با همين قصه، دلم مشغول بود
خوابهايم، خواب ديو وغول بود
خواب مي ديدم كه غرق آتشم
در دهان اژدهاي سركشم
دردهان اژدهاي خشمگين
بر سرم باران گرزآتشين
محو مي شد نعره هايم، بي صدا
در طنين خنده ي خشم خدا ...
نيت من ، درنماز و در دعا
ترس بود و وحشت ازخشم خدا
هر چه مي كردم ،همه از ترس بود
مثل از بر كردن يك درس بود
مثل تمرين حساب هندسه
مثل تنبيه مدير مدرسه
تلخ ،مثل خنده اي بي حوصله
سخت ، مثل حل صدها مسله
مثل تكليف رياضي سخت بود
مثل صرف فعل ماضي سخت بود
تا كه يك شب دست دردست پدر
راه افتادم به قصد يك سفر
درميان راه ، در يك روستا
خانه اي ديدم ، خوب وآشنا
زود پرسيدم : پدر، اينجا كجاست ؟
گفت ، اينجا خانه ي خوب خداست!
گفت :اينجا مي شود يك لحضه ماند
گوشه اي خلوت، نمازي ساده خواند
با وضويي ، دست و رويي تازه كرد
با دل خود ، گفتگويي تازه كرد
گفتمش ، پس آن خداي خشمگين
خانه اش اينجاست ؟ اينجا ، در زمين ؟
گفت :آري ،خانه او بي رياست
فرشهايش از گليم و بورياست
مهربان وساده وبي كينه است
مثل نوري در دل آيينه است
عادت او نيست خشم و دشمني
نام او نور و نشانش روشني
خشم ،نامي از نشانيهاي اوست
حالتي از مهرباني هاي اوست
قهر او از آشتي ، شيرين تر است
مثل قهر مهربان مادر است
دوستي را دوست ، معني مي دهد
قهرهم با دوست معني مي دهد
هيچ كس با دشمن خود ، قهر نيست
قهري ا وهم نشان دوستي است...
تازه فهميدم خدايم ،اين خداست
اين خداي مهربان وآشناست
دوستي ، از من به من نزديك تر
از رگ گردن به من نزديك تر
آن خداي پيش از اين را بار برد
نا م او را هم دلم از ياد برد
آن خدا مثل خيال و خواب بود
چون حبابي ، نقش روي آب بود
مي توانم بعد ازاين ، با اين خدا
دوست باشم ، دوست ،پاك وبي ريا
مي توان با اين خدا پرواز كرد
سفره ي دل را برايش باز كرد
مي توان درباره ي گل حرف زد
صاف وساده ، مثل بلبل حرف زد
چكه چكه مثل باران راز گفت
با دو قطره ، صد زهاران راز گفت
مي توان با او صميمي حرف زد
مثل ياران قديمي حرف زد
مي توان تصنيفي از پرواز خواند
با الفباي سكوت آواز خواند
مي توان مثل علفها حرف زد
با زباني بي الفبا حرف زد
مي توان درباره ي هر چيز گفت
مي توان شعري خيال انگيز گفت
خدايا...
نه آنقدر پاکم که مرا کمک کنی و
نه آنقدر بدم که رهايم کنی
ميان اين دو گم شده ام و هم خود
و هم تو را آزار ميدهم
هرچه تلاش کردم، نتوانستم آنی شوم
که تو ميخواهی
و هرگز دوست ندارم آنی شوم که تو رهايم کنی
آنقدر تنها هستم که بی تو يعنی هيچ...
يعنی پوچ...
از باغ می برند چراغانی ات کنند
تا کاج جشن های زمستانی ات کنند
پوشانده صبح تو را ابرهای تار
تنها به این بهانه که بارانی ات کنند
یوسف به این رها شدن از چاه دل مبند
این با ر می برند که زندانی ات کنند
ای گل گمان مکن به شب جشن می روی
شاید به خاک مرده ای ارزانی ات کنند
یک نقطه بیش فرق رحیم و رجیم نیست
از نقطه ای بترس که شیطانی ات کنند
آب طلب نکرده همیشه مراد نیست
گاهی بهانه ایست که قربانی ات کنند
آسمان دیده ام ابری شده
شانه ای کو؟ تا بگریم زار زار
رعد و برق بی پناهی می زند
روی تکرار سکوتی مرگبار
پرتو نوری مرا دعوت نمود
تا که اسرار دلم تبعید شد
کنج یک مخروبه متروکه ای
حکم توقیف دلم تمدید شد
در زمستانی که می اید ز راه
یک نفر از شهرتان خواهد گذشت
آسمان دیده اش ابری شده
خسته پا،دامن کشان ،خواهد گذشت
شـــعـرهـایم را ببـیــــن از بــس نبــودی مرده اند
مثــــل یـک مـــــردابِ تنهـــا مثــل ِرودی مرده اند
یـک دو بیتی ... یا که صدتا ..باز هم شرمنده ام
مثنــوی ها پیـــش چشــمـت از کبــودی مرده اند
تـوی ایــن آشفتــــــه بــازاری که آدم مانده است
عــاشقــی هــایـم ســـراســر در رکودی مرده اند
یـک بـه یک مـــوهای مـن شــد مثل دندانم سپید
ایــن غـــزل هــاهم بـــدون هیــچ سودی مرده اند
دسـت حـق پشـت و پنـاهت مال من هم نیستی
عالمــی در پشت پــایــــت از حســــودی مرده اند
گلچین طنز په نه په
رفتم جلسه ثبت نام ۱ساعت وایسادم.
یارو اومده میگه میخوای ثبت نام کنی؟
پـَـــ نَ پـَـــ اومدم حالتو احوالتو سفید رویتو سیه مویتو ببینم بروم !
--------------------------------------------------------------------------------
مرغ و از فریزر در آوردم میگه می خوای غذا درست کنی ؟!
پـَـَـ نَ پـَـَــــ خانوادش اومدن از سردخونه میخوان ببرن خاکش کنن !
--------------------------------------------------------------------------------
به یارو میگم حاجی, بزن تو دنده من هول میدم روشن شه.
میگه بزنم ۲ ؟ پَـــ نَ پَـــ بزن ۳فوتبال داره !
--------------------------------------------------------------------------------
رفتم مرغ فروشی به فروشنده میگم بال دارین،
میگه بال مرغ؟
پـَـَـ نَ پـَـَــــ بال هواپیما، چندتا کوچه پایین تر سقوط کردیم میخوام درستش کنم !
--------------------------------------------------------------------------------
پدربزرگم فوت کرده تو قبرستونیم دوستم زنگ زده میگه کجایی؟
میگم بهشت زهرا ! میگه واسه چی ؟ میگم واسه پدر بزرگم.
میگه اِ ؟ فوت کرده ؟ میگم پـَـــ نَ پـَـــــ تمرینی اومدیم مانور !
--------------------------------------------------------------------------------
مامانم سفره پهن کرده بود ,بهش گفتم میخوای شام بیاری؟
گفت: پـَــــــــ نَ پَـــــــــ میخوام گلای سفره رو اب بدم !
--------------------------------------------------------------------------------
دوستم تو خونه خوابیده بود داداشم ازراه اومده میگه خوابه؟
میگم پَـــ نَ پَـــ رفته رو اسکرین سیور لگد بزنی روشن میشه!
--------------------------------------------------------------------------------
سر سفره عقد ، حاج آقا: آیا بنده وکیلم ؟
عروس: پـَـ نـَـ پـَـ متهمی !
--------------------------------------------------------------------------------
به معلممون میگم آقا اجازه هست بریم دستشویی ؟!!! میگه واجبه ؟!
پ ن پس مستحبه !!
--------------------------------------------------------------------------------
همسایمون عروسی داشتن
دوستم خونمون بود هی سروصداشون میومد.دوستم گفت عروسیه؟
پـَـ نـَـ پـَـ همسایمون سرخ پوسته مراسم خاص خودشونه !
--------------------------------------------------------------------------------
رفیقم اومده خونمون! وضو گرفته میخواد نماز بخونه!می پرسه قبله کدوم طرفه؟!
میگم:میخوای نماز بخونی؟! میگه: پـَـ نـَـ پـَـ میخوام دیش ماهوارتو تنظیم کنم!
--------------------------------------------------------------------------------
رفتم درمونگاه , منشیه میگه : مریض شمایید؟
گفتم پَــــ نَ پَــــ من میکروبم ,اومدم خودمو معرفی کنم!
--------------------------------------------------------------------------------
رفتم رستوران یارو میگه غذا میل دارید قربان؟
پ نه پ اومدم ببینم اینجا حقوق خوبه؟از کارت راضی هستی یا نه !
--------------------------------------------------------------------------------
داشتم میرفتم باشگاه وسط راه یادم اومد یه چیزی رو یادم رفته،
برگشتم خونه.در زدم داداشم در رو بازکرده با تعجب میپرسه
قاسم تویی؟!!!نرفتی باشگاه؟
میگم:پَــــ نَ پَــــ قاسم رسید من دیلیوریشم…
--------------------------------------------------------------------------------
به دوستم میگم فهمیدی مریم جدا شد؟؟؟
میگه از شوهرش؟؟؟؟؟ پـَــ نَ پـَـــ چسبیده بود
کف ماهیتابه کفگیر زدم جدا شد… !
--------------------------------------------------------------------------------
با دوستم رفتیم باغ وحش،جلوی قفسِ شیروایسادیم.
دوستم میگه:شیرِ؟ میگم:پَــــ نَپَــــ… گربه اس باباش
مرده ریش گذاشته!
--------------------------------------------------------------------------------
تو اتاق عمل نوزاد تازه به دنیا اومده به دستیار میگم چاقو رو بده
میگه میخوای بند نافو ببری؟ پـَـَـ نَ ـَـَــــ میخوام رقص چاقو کنم
از مامان بچه شاباش بگیرم!!
--------------------------------------------------------------------------------
بعد از چند ساعت عمل بچم به دنیااومده با کلی ذوق به بابام
نشونش می دم.میگه بچته؟؟؟!! میگم پَــــ نَ پَــــ اینو الان
از اینترنت دانلود کردم نسخه آزمایشیه واسه تست تا اصلش بیاد!!!
--------------------------------------------------------------------------------
تصادف شده زنگ زدم اورژانس میگه کسی صدمه دیده
پ نه پ زنگ زدم بگم همه سالمن نگران نشو !
--------------------------------------------------------------------------------
تو جاده بنزین تمام کردیم وایسادیم کنار جاده ۴ لیتری تکون میدیم !
طرف اومده میگه بنزین تمام کردین ؟
میگیم:پـَـَـــ نه میگیم هورا ! ما هم از این دبـــّه ها داریم !
--------------------------------------------------------------------------------
استاد: کی جواب این سوالو میدونه؟
من دستمو بردم بالا
استاد: میخوای جواب بدی؟
من: پــــَ نه پــــَ میخوام ببینم باد از کدوم ور میاد !
--------------------------------------------------------------------------------
عاقد سر سفره عقد : عروس خانم وکیلم؟
پَ نه پَ دکتری ! دعوت کردیم سطح مجلس بره بالا !
--------------------------------------------------------------------------------
ساعته از بیرون صدای قار قار میاد…داداشم میگه صدای کلاغه ؟
میگم پــَ نَ پـــَ قناریه متال میخونه!
--------------------------------------------------------------------------------
به بابام میگم تلویزیونو بزن کانال دو … میگه روشنش کنم ؟
پَـــ نَ پَــــ تو بزن دو … من هُل میدم روشن شه
--------------------------------------------------------------------------------
رفتیم کوه … دارم چوب جمع میکنم …
میگه می خوای با چوبا آتیش درست کنی؟
پَـــ نَ پَـــ پشت دریاها شهریست قایقی خواهم ساخت !
--------------------------------------------------------------------------------
شنگول سگشو میبره دامپزشکی منشی میگه سگت مریضه ؟
شنگول:پ ن پ خودم هاری گرفتم سگم گف من اینجا اشنا دارم بیا بریم دکتر ببینتت !
--------------------------------------------------------------------------------
پشت در اتاق عمل وایستادم منتظر دکترم که برم برای زایمان
پرستاره اومده نگام میکنه میگه زاءو شمایی؟…
میگم پـَـ نـَـ پـَـ خواهرمه.. ترسیده منو فرستاده جاش!
--------------------------------------------------------------------------------
تو اتوبوس از رو صندلی پا شدم جامو بدم یه پیرمرده میگه پا شدی من بشینم؟
پـَـ نـَـ پـَـ پا شدم با میله های اتوبوس استریپ تیز برقصم شما مسافرا تا مقصد حال کنین.
--------------------------------------------------------------------------------
ساعت ۸ صبح کلاس داریم .منم خمیازه میکشم و دهنم یه متر باز میشه .
استاد میگه چیه خوابت میاد؟ پـَـ نـَـ پـَـ میخوام بخورمت
--------------------------------------------------------------------------------
تو ایستگاه متروی آزادی یکی ازم پرسید اینجا آخرشه؟ منم گفتم پـَـ نـَـ پـَـ نیم
ساعت برای ناهار و نماز نگه داشته بعد دوباره راه میوفته
--------------------------------------------------------------------------------
دوازده شب رسیدم دم خونه کلید نداشتم به داداشم زنگ زدم
میگم یواش درو باز کن بقیه بیدار نشن .میگه در خونه رو؟
پَـــ نَ پَـــ در یخچالو!!! سر شب گرمم بود رفتم پشت تخم مرغها !
--------------------------------------------------------------------------------
دارن گوسفندرو قربونی میکنن … یه آفتابه آوردن که بش آب بدن
اومده میگه میخوان با آفتابه بش آب بدن؟!
پَ نه پَ آفتابه آوردن ببرنش دستشویی استرسش از بین بره !
--------------------------------------------------------------------------------
رفتیم پایگاه انتقال خون میگه شمام اومدین خون بدین؟
پـــ نه پــ ما پشه ایم اومدیم مهمونی…!
--------------------------------------------------------------------------------
تو خیابون با دوستم داشتم راه می رفتم ، یارو موتوریه گوشیمو از دستم قاپید
دوستم گفت گوشیتو دزدید ؟ گفتم پـَـــ نَ پـَــ برد سیستم عاملشو آپدیت کنه فردا میاره !
--------------------------------------------------------------------------------
شیشه رفته تو دستم , دارم از درد جیغ و داد می کنم
به رفیقم میگم در بیار, میگه شیشه رو؟
میگم پَــــ نَ پَــــ , ادای من و در بیار شاد شیم !
--------------------------------------------------------------------------------
تصادف کردم، زنگ زدم ۱۱۰ … پلیسه اومده میگه تصادف کردی؟!
گفتم پـــ نَ پَـــــ اینا همش نقشه بود بیای ببینمت !
--------------------------------------------------------------------------------
یارو با ۱۶۰ تا سرعت زده به یه عابر پیاده ، عابره پرت شده ۲۰ متر اونطرفتر افتاده زمین
هیچ تکونیم نمیخوره.دوستم میگه یعنی مرده؟
میگم پـَـَـ نَ پـَـَــــ داره تمارض میکنه پنالتی بگیره !
--------------------------------------------------------------------------------
بعد از کلی کلنجار رفتن با شریکم بهش گفتم باید از هم جدا شیم
میگه یعنی جداً ازهم جدا شیم؟
پَـــ نَ پَــــ من فقط عاشق اینم حرف قلبتو بدونم
الکی بگم جدا شیم، تو بگی که نمیتونم !
--------------------------------------------------------------------------------
یارو اومده خونه رو ببینه واسه خرید.
تا طبقه سوم با پله اومده میگه پس اینجا کلا آسانسور نداره!!
پَـــ نَ پَــــ آسانسور داره ولی از طبقه چهارم شروع میشه !
--------------------------------------------------------------------------------
رفتم خونه دیدم ماهی از تنگ افتاده بیرون
داداشم میگه یعنی مرده؟
میگم پـَـَـ نَ پـَـَــ دوگانه سوزش کردم وقتی آب نیست با هوا کار میکنه!
--------------------------------------------------------------------------------
دارم تو خونه رو ترد میل میدوام بابام میاد میگه داری میدویی لاغر کنی ؟؟
پَـــ نَ پَـــ کلاسم دیر شده عجله دارم !
--------------------------------------------------------------------------------
مادر دانش آموزِ اومده مدرسه….معلم بهش میگه با بچتون ریاضی تمرین کنین
میگه تو خونه؟….پَـــ نَ پــــ تو زمین های خاکی
(اکثر قهرمانا از زمین های خاکی شروع کردن !)
--------------------------------------------------------------------------------
خوابیدم.!!!
سره کلاس دستمو بردم بالا سوال کنم.استاده میپرسه سوال داری؟؟؟
میگم پـَـ نـَـ پـَـ میخواستم بینم کولر باد میده یا نه که خداروشکر حل شد!!
--------------------------------------------------------------------------------
تو توالت بودم و تو حال خودم.. یک هو یکی محکم زد به در …. گفتم بله ..
دیدم داداشمه میگه اه تو اونجایی !!! گفتم پـَـ نـَـ پـَـ این صدای منشی توالته ..
لطفا بعد از شنیدن بوق بفرمایین داخل.
--------------------------------------------------------------------------------
وسط جاده خلخال زنجان پنچری ماشینمو می گرفتم یه آقاه رسید گفت پنچر شدی؟
گفتم پـَـ نـَـ پـَـ لاستیکم گرمش شد در آوردم هوا بخوره!!
--------------------------------------------------------------------------------
نشستیم داریم “سقوط آزاد” میبینیم ، داداشم میگه این دریا ئه واقعا کیشه؟؟؟
پـَـ نـَـ پـَـ دارن اسکلمون میکنن … شهرک سینمایی رو آب کردن
--------------------------------------------------------------------------------
دوش دیدم که ملایک در میخانه زدند. گل ادم بسرشتند و به پیمانه زدند.
پـَـ نـَـ پـَـ کچلی را بگرفتند و سرش شانه زدند!!!
--------------------------------------------------------------------------------
اومدم یه سوسکو تو آشپزخونه بکشم … رفیقم می گه : می خوای بکشیش ؟
گفتم پـَـ نـَـ پـَـ می خوام باهاش وارده مذاکره بشم اجاره خونه رو شریکی بدیم
--------------------------------------------------------------------------------
من : سلام علی خوبی ؟ علی : سلام ،شما ؟ من : آرمینم . علی : اٍ
آرمین تویی ؟ من : پـَـ نـَـ پـَـ راهنمای ۴۷۳ ، بفـــرمائید! .
--------------------------------------------------------------------------------
بچه رو از بیمارستان آوردیم خونه بعد خوابوندیمش.
فک و فامیل اومدن عیادت. یکی میگه ای جان بچه خوابه؟
پـَـ نـَـ پـَـ گذاشتیم شارژ بشه آخه گفتن اولش که میخواین
شارژ کنین چند ساعت خاموشش کنین!
--------------------------------------------------------------------------------
رفتم سوپر مارکت میگم اقا ببخشید یه لامپ۱۰۰محبت کنین.
اورده تست کرده میگه میبری؟
میگم پـَـ نـَـ پـَـ همین جا میخورم!